مقایسه می کنیم و می بینیم که ملت ما واقعا از باقی مردم دنیا خوشحال ترند! چرا که اینقدر ما را به مرگ گرفته اند که به تب راضی شده ایم!!
از این جالب تر آن است که هر روز هم به این خوشحالیمان اضافه می شود!! آن قدر که حد و اندازه ای هم نمی توان برایش قائل شد!
یکم - بعضی وقتها ایران در یک مسابقه میبازد، چون خیلی از فلان مربی یا بازیکن متنفریم، خوشحال میشویم
دوم - آمنه از قصاص میگذرد همه تبریک میگوییم و به منش او درود میفرستیم و خوشحال میشویم
سوم - در صف شلوغ نانوایی هستیم و بالاخره نان گیرمان میآید، خوشحال میشویم
چهارم - از پول خودمان به ما یارانه میدهد ممنون و خرسند می شویم
پنجم - وارد اتوبوس میشویم و جا گیرمان میآید که بنشینیم خوشحال میشویم
ششم - بنزین با قیمت ارزان برای شب عید اعلام میکنند خیلی خوشحال میشویم که بنزین سفر جور شد
هفتم - در فرودگاه و هنگام خروج متوجه میشویم که ممنوعالخروج نیستیم و خوشحال میشویم
هشتم - باران میآید و از آلودگی هوا برای چند ساعتی در امانتر میمانیم خوشحال میشویم
نهم - با جمعی از دوستان به پارک یا کوه می رویم و کسی مزاحم تفریحمان نمیشود خیلی خدا را شکر میکنیم
دهم - وعده های مسئولین بصورت جوک درمیآید و با لذت برای هم تعریف میکنیم و خوشحال می شویم
یازدهم - نوار ربنای شجریان را هنگام افطار با صدای بلند در منزل پخش میکنیم و احساس خوشحالی میکنیم
دوازدهم - در بازگشت از سفر کسی در قسمت گمرک فرودگاه به ما گیر نمیدهد و خوشحال میشویم
سیزدهم - رستورانی را میشناسیم که گوشت الاغ قاطی غذایش نمی کند و با اطمینان غذا میخوریم و خوشحال میشویم
چهاردهم - از صحنه درگیری ماموران با خانمها در خیابان یواشکی فیلم میگیریم و به شیوهای در دنیای مجازی منتشرش میکنیم و خوشحال میشویم
پانزدهم - به فیلترشکن جدیدی دست پیدا میکنیم و خوشحال میشویم
شانزدهم - نرمافزار جدیدی بهطور مجانی گیرمان میآید و خرسندمان میکند
هفدهم - به مشهد میرویم و دستمان به ضریح میرسد خوشحال میشویم
هجدهم - هواپیمایمان سالم به زمین میرسد و می بینیم سقوط نکرده خوشحال میشویم
نوزدهم - گشت بازرسی در نیمه شب نگهمون میدارد و نمیفهمد که گواهینامه ما "ب-1" بوده و نباید از شهر خارج می شدیم و خوشحال میشویم
بیست - فیلم جدایی نادر از سیمین جزو پرفروشترین های تاریخ سینمای ایران اعلام میشود و از اینکه از فیلم اخراجیهای ۳ ساخته دهنمکی بیشتر فروش داشته ، ما را خیلی خوشحال میکند
بیست و یکم - اون موقعها که همه چیز کوپونی بود، وقتی کوپن اعلام میکردند خیلی خوشحال میشدیم
بیست و دوم - علیآبادی به عنوان نامزد وزارت به مجلس معرفی میشود و رای نمیآورد و همه خوشحال میشویم
بیست و سوم - دستمان را می دهیم به یک رمال و او پس از گرفتن کلی و پول و پس دادن همان حرفهایی که دوست داریم بشنویم به ما ، خوشحال میشویم و ذوق می کنیم که بختمان باز شده است یا پیشانیمان بلند است!!
بیست و چهارم - بچه های تیم ملی فوتبال ساحلی را گرسنه نگه میدارند به هوای نهار هواپیما و بعد با شکلات سیرشان می کنند و ما خوشحال می شویم که نود دستشان را رو کرده!!